محمد بن حسين البيهقي
549
تاريخ بيهقى ( فارسي )
فريادرس - وى بىغوث مانده : جملهء حاليه بحذف « است » ( 7 ) - مناظره : با هم سؤال و جواب كردن ، مصدر باب مفاعله ( 8 ) - فروماند : انجام نيابد ( 9 ) - به پيچد : بپيچد ، يعنى از راه صواب منحرف شود و درهم برهم گردد ( 10 ) - آبريختگى : آبروريزى ، اسم مصدر ( 11 ) - حاضرى : حضور ، اسم مصدر ( 12 ) - معنى جمله : پيشكارى معين شود ( 13 ) - موقوف : متوقف و معطل و راكد ، اسم مفعول از وقف ( 14 ) - معنى جمله : انديشهء فاسد و باطلى در سر او پروردند ( 15 ) - وى : مرجع ضمير « على تگين » است ( 16 ) - نالان : بيمار ( 17 ) - سپرده : واگذارده است جملهء حاليه بحذف « است » بقرينهء مقالى ( 18 ) - بيرون اين : جز اين ( 19 ) - شما كه حاضرانيد . . . : الخ ، تا اينجا خطاب خواجه با امير بود ، اينجا متوجه حاضران مجلس يعنى اعيان مىشود ص 436 ( 1 ) - عرضه كردند : سان دادند ( 2 ) - آبادان : تندرست و ساز ( 3 ) - هواى ما : هوادارى و دوستدارى ما ( 4 ) - پرسش : بازپرسى و استنطاق ( 5 ) - زعامت : بفتح اول پيشوائى و مهترى ( 6 ) - مناصحت : خيرخواهى ، مصدر باب مفاعله ( 7 ) - رسوم تمام : آداب و آئين كامل ( 8 ) - دريافته است : فراگرفته است ( 9 ) - پيغامها را : براى پيامها ( 10 ) - به واجبى : چنان كه ايجاب مىكرد و سزاوار بود ( 11 ) - وجيهتر : بفتح اول و كسر دوم روشناستر و معروفتر ( 12 ) - سنه . . . : سال 451 ( 13 ) - كارهاى با نام : كارهاى نامى و پرآوازه ( 14 ) - برمىآيد : به انجام مىرسد و ميسر مىگردد ( 15 ) - معنى جمله : آداب و آئين پذيرائى از فرستاده را نيك اظهار مىكند ( 16 ) - معنى جمله : هواداران محمود و مسعود و مودود فرزند مسعود كه خداوند از همهء آنان خشنود باد در كارهاى دشوار بوى مراجعه مىكنند و به نزد وى مىآيند ( 17 ) - برسم وى : بر عهدهء او ( 18 ) - راست مىدارد : نظام و سامان دهد و مرتب دارد ( 19 ) - پروان : بفتح اول و سكون دوم شهركى در حوالى غزنه ص 437 ( 1 ) - ثقل : بكسر اول و سكون دوم بار گران ( 2 ) - بژ غوزك : به صورت اضافه است . بژ در لغت بمعنى گردنه است ، و غوزك ظاهرا اسم . . . ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 3 ) - چوكانى : مشكوك است و محتمل غلط ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) در لغتنامهء دهخدا « چوگانى » را نام مكانى نزديك ولوالج دانسته است ( 4 ) - ولوالج : بر وزن « در خارج » شهرى بوده است از بدخشان ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 5 ) - سنه . . . : سال 422 ( 6 ) - در عبد الاعلى : دروازهء عبد الاعلى در شهر بلخ ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 198 شمارهء ( 3 ) ( 7 ) - ساختند : درست كردند و برپا داشتند ( 8 ) - خط بركشيده : حد و مرز معين كرده بود ( 9 ) - فواره : بفتح اول بسيار فورانكننده ، لولهاى كه آب از آن جهش كند ( 10 ) - تضريب :